آزاد

عشق از درونم شد برون، بُرد از کفم آن دین و دل

آزاد کرد از بند و قید، بیرون کشیدم ز آب و گل

***

طوطی شدم در گلستان، نالان بگشتم بی امان

این ناله زاهد بشنود، زافعال خود گردد خجل

***

محو جمال یار خود، گشتم به هر شهر و دیار

در جستجویش هر کجا، پرکار بودم نی کسل

***

خواب آمد و عقلم ربود، در حالتی رفتم ز خود

در بیخودی دیدم او را، دیدم چو سروی بی مُدل

***

دیدم قد رعنای او، هوشم برفت از سر برون

از دل به ناله گفتمش، جانا بیا هستم مُضل

***

از خود اگر بیرون شوی، بینی همی یارت برت

تا خودپرستی می­کنی، باشی به چاهی در مُذل

***

مثل (ضعیف) خسته دل، از خود رها شو روز و شب

تا دوست را بینی بِبَر، خود هم نابشی در خجل

 
Home | Gallery | Tutorials | Freebies | About Us | Contact Us

Copyright © 2009 ضعیف |Designed by Templatemo |Converted to blogger by BloggerThemes.Net

Usage Rights

DesignBlog BloggerTheme comes under a Creative Commons License.This template is free of charge to create a personal blog.You can make changes to the templates to suit your needs.But You must keep the footer links Intact.